اطلاعیه

با عرض سلام و تشكر از همه كسانی كه در این چند سال وبلاگ من رامورد توجه قرار دادند و نام وبلاگ را لینك كردند  امیدوارم در وبلاگ جدیدم با امكانات زیاد تر در خدمت شما عزیزان باشم

تاریخ ارسال : جمعه 2 تیر 1391 12:26 ب.ظ | نویسنده : علی ابادی

اعیاد شعبانیه مبارك

 

 

 

سومین امام معصوم ، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ، سرور آزادگان جهان

حضرت ابوالفضل العباس (ع)، سمبل مقاومت و وفاداری در راه آرمان مقدس جهاد فی سبیل الله و پرچم گذشت و فداکارى و جانبازى در صحراى کربلا و روز جانباز

 زینت عبادت کنندگان و سرور نیایشگران، معصوم چهارم حضرت امام على بن الحسین(ع)

بر  مسلمین جهان مبارک باد

سلام بر رشادت دستان حیدری ات!
سلام بر توفندگی شمشیر ذوالفقارت !
سلام بر جانبازی و عشق و برادری ات !
سلام بر تو ای زیباترین واژه قاموس فروتنی !
سلام بر تو و بر دستان آب آورت !
سلام بر لبان خشکیده ات که سرچشمه آب بقاست و آب را در حسرت جرعه ای از خنکای خود وانهاده است! خاک بوی بهشت می گیرد، آسمان، پایین می آید و خانه مرتضی (ع) را به آغوش می کشد. نوزادی مبارک پا بر ابرهای احساس می گذارد.

تاریخ ارسال : پنجشنبه 1 تیر 1391 12:00 ب.ظ | نویسنده : علی ابادی

مژده وصل

روز آخر مژده وصلی به یاران می رسد

مرهم دردی به درد داغداران می رسد

بالها وا می شود سمت گل وآیینه ها

مزده دیدار گل بردوستداران می رسد

فارغ از غم می شود این دیده خونبار ما

قاصد از کویش به جمع بیقراران می رسد

لاله می روید به باغ وغنچه می خندد به دشت

مزده دیدار می آید، بهاران می رسد

باغ پرگل می شود دامن صحرا رنگ رنگ

بوی گل می آید صوت هزاران می رسد

می نوازدخاطرات ما را،نوای زندگی

عطر سرخ لاله ها از لاله زاران می رسد

ازنگاه آشنایی،درد درمان می شود

چاره ای برماتم ما سوگواران می رسد

ای دل پرحسرتم!چندی صبوری پیشه کن

                     روز آخر مژده وصلی به یاران می رسد

تاریخ ارسال : سه شنبه 30 خرداد 1391 09:29 ق.ظ | نویسنده : علی ابادی

داستانهایی از زندگی امام رضا (علیه السلام)

مهمانى و آداب آن

شبى حضرت رضا(علیه السلام) مهمانى داشتند كه یك مرتبه چراغ تغییرى كرد- و احتیاج به اصلاح داشت- مهمان، دست خود را دراز كرد تا چراغ را درست كند.

حضرت رضا(علیه السلام) دست او را كنار زدند و خودشان به اصلاح چراغ پرداختند و فرمودند: «ما قومى هستیم كه مهمانهایمان را به كارى وا نمى‏داریم» احترام مهمان، بیش از این است كه به خدمت صاحبخانه بپردازد.

تواضع در كمك كردن

یك بار حضرت امام رضا(علیه السلام) وارد حمام عمومى شدند. یكى از كسانى كه داخل حمام بود و حضرتش را نمى‏شناخت از حضرت خواست كه او را دلاكى كند. حضرت با تمام جلالتى كه داشتند شروع كردند به كیسه كشیدن آن شخص.

هنوز چیزى نگذشته بود كه افرادى كه در حمام رفت و آمد داشتند، حضرت را شناختند و به آن شخص معرفى كردند آن مرد شروع كرد به عذرخواهى، ولى حضرت بدون اینكه از كار خودشان دست بردارند، جملاتى براى رفع ناراحتى او فرمودند و همانگونه كه دلاكى مى‏كردند با كلام نرم و ملایم قلب او را آرامش بخشیدند.

اسراف و تبذیر

یاسر خادم مى‏گوید: روزى غلامان حضرت میوه‏اى خوردند و آن را به پایان نرسانده به دور انداختند.

حضرت رضا(علیه السلام) به آنها فرمود: سبحان الله اگر شما از همین میوه نیم خورده بى‏نیاز هستید- بدانید- افرادى هستند كه به آن محتاج‏اند، آن را به افرادى كه احتیاج دارند برسانید.

معمربن خلاد مى‏گوید: وقتى حضرت رضا(علیه السلام) مى‏خواستند غذا بخورند یك كاسه بزرگى را كنار سفره مى‏گذاشتند و از بهترین غذاها، از هر كدام مقدارى، در آن كاسه مى‏ریختند و مى‏فرمودند: آن را به مساكین بدهند.

سپس این آیه مباركه را قرائت مى‏فرمودند: فلا اقتحم العقبة - سوره بلد آیه 11 - «پس انسان. آن گردنه‏هاى سخت را نتواند پیمود.» و بعد مى‏فرمود، چون خداوند مى‏دانست كه براى هر انسانى، آزاد كردن بنده، مقدور نیست راهى براى رسیدن به بهشت قرار داد با اطعام طعام.

منبع:سایت تبیان


برچسب‌ها: داستان راستان

تاریخ ارسال : دوشنبه 29 خرداد 1391 09:26 ق.ظ | نویسنده : علی ابادی

عیدتان مبارك

27 رجب، روز بعثت پیامبر اسلام(ص)
  محمد امین(ص) قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز نیاز پرداخت و در عالم خواب رؤیاهایی می دید راستین و برابر پروردگار بزرگش برای پذیرش وحی به‌تدریج آماده می‌شد. 

درعالم واقع روح الامین، جبرئل بزرگ، فرشته وحی مامور شد آیاتی از قرآن را براو بخواند و او را به مقام پیامبری مفتخر سازد. محمد (ص) در این هنگام چهل سال بود. تنهایی و توجه خاص او در غار حالتی غریب در او ایجاد می‌نمود. حالتی وصف ناشدنی، ترس و ابهام از یک طرف و شعف و سبک بالی از سوی دیگر و به ناگاه در شبی از این لیالی پر قدر فرشته وحی به یکباره بر او نازل گردید با این پیام:

«اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم.الذی علم بالقلم.علم الانسان ما لم یعلم».

بخوان به نام پررودگارت که آفرید .او انسان را از خون بسته .بخوان به نام پروردگارت که گرامی تر و بزرگتر است .خدایی که نوشتن آفرید .به انسان آموخت آنچه را که نمی دانست.
 
فرشته وحی به او فرمان خواندن داد ولی حضرت بیان داشت خواندن نمی‌دانم. اما بار دیگر همان جمله را شنید، فرمود: «من امی و درس ناخوانده‌ام» و شنید: «بخوان»، این بار روح‌الامین او را سخت فشرد و محمد(ص)دریافت که این بار می‌تواند و بدین ترتیب جبرئیل ماموریت خویش را به انجام رساند.

آن حضرت از کوه پایین آمد و به خانه همسر مهربانش خدیجه شد. واقعه عجیبی را که بر او گذشته بود با وی در میان گذاشت. او را دلداری داد و گفت: «بدان که خداوند مهربان هرگز به تو که با خانواده‌ات مهربان هستی و از ستمدیدگان و محرومان دستگیری می‌کنی بد نخواهد کرد و تو را تنها نمی‌گذارد». او دانست که ماموریت بزرگ شویش آغاز شده است. حضرت فرمود: «مرا بپوشان تا لختی بیاسایم، خدیجه چنین نمود و محمد (ص) به خوابی آرام فرو رفت».

خدیجه به منزل عموزاده‌اش «ورقة ابن نوفل» که از دانایان عرب بود در آمد و شرح ماوقع را بیان داشت ورقه اظهار داشت که پروردگار بزرگ برای شویت ماموریتی بس عظیم قرار داده و اراده خداوند بر رسالت محمد قرار گرفته است و او همان آخرین پیامبر موعود است.

بدین ترتیب پیامبر رحمت در سن 40 سالگی برای نجات و سعادت ابناء بشر به مقام نبوت رسید. او آمد تا برای همه آدمیان الگویی باشد نمونه تا رسم چگونه زیستن را به آنان بیاموزد و راه هدایت را به انسانها بنمایاند.

آری محمد امین، پیامبر رحمت و ختم مرسلین برای هدایت و سعادت ما آمد.
 
با تشكر از افتاب

تاریخ ارسال : یکشنبه 28 خرداد 1391 12:00 ب.ظ | نویسنده : علی ابادی

عید مبعث مبارك

 

 

عید سعید مبعث، آغاز راه رستگارى و طلوع تابنده مهر هدایت و عدالت، مبارک باد . . .

.

.

.

بعثت، امید انسان به فردایی روشن است.

بعثت، نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی‌‌حد او بر زمینیان است.

بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

.

.

.

وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّک / ای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّک

تیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهی  / چیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک

.

.

.

ای شاه سوار ملک هستی / سلطان خرد به چیره دستی

ای ختم پیمبران مرسل / حلوای پسین و ملح اول

سر خیل تویی و جمله خیلند / مقصود تویی همه طفیلند

بعثت پیامبر گرامی اسلام مبارک باد

.

.

.

سرحلقه عشاق به عالم، احمد / یعنی هدف از خلقت آدم، احمد

رخشان و فروزنده بر انگشت وجود / پیغمبری انگشتر و خاتمْ احمد . . .

.

.

.

ماه فرو ماند از جمال محمّد

سرو نباشد به اعتدال محمّد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمّد

بعثت پیامبر بر شما مبارک باد

.

.

.

سلام بر مبعث، پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک !

سلام بر مبعث، انفجار نور و ظهور همه ارزش‏ها در صحنه حیات بشر !

روز بعثت مبارک باد

.

.

.

به امر رب خود لبیک گوییم

به همراه ملائک جمله گوییم

سلام و رحمت حق بر محمد

اللهم صل علی محمد

تاریخ ارسال : یکشنبه 28 خرداد 1391 11:57 ق.ظ | نویسنده : علی ابادی