تبلیغات
مجله دینی المصباح - تو که کیمیا فروشی نظری به حال ما کن ...

مجله دینی المصباح
 
آموزش دینی و قران و عربی دبیرستان دوره اول

 

امروز روز بنجم است که در محاصره هستیم.آب و غذا را جیره بندی کرده ایم.شهدا در انتهای کانال کنار هم قرار دارند.

 شهدا دیگرتشنه نیستند.فدای لب تشنه ات ای پسر فاطمه

 




حتما تو هم مثل من به یاد داری  روزهای آغازین دیدار و دلداگی را.

هرجا می رفتم و می گشتم تو بودی و تو بودی.

همه جا نشانی از تو بود که سرگشته ترم می کرد.

نمی فهمیدمت.

چه بی قرار بودم و چه بی تاب و چه پریشان.

و تو با آن چهره ی نجیب و خدایی و مومنت آرام جان خسته ام شدی.

چه آرامشی.

فهمیدمت.

بعد از آن با آنکه می دانستم تا قربانی شدن نفسی بیش نمانده با یاد روی تو آرام بودم.

سر خم به می سلامت شکند اگر سبویی

دیگر گمشده ام را یافته بودم.

تو را...

توئی که رفتی تا بمانی و ماندی و بعد از روزگاری راحت روحم شدی.

توئی که از خود گذشتی و به خدا رسیدی. عابد شدی و عارف. خالص شدی و خلاص.

توئی که سراپا معجزه ای. دیگر معجزه هایت متعجبم نمی کند. دیگر قسمتی از من شدی. قسمتی از هستی ناچیزم.

توئی که اوج بزرگواری و کمالی. بزرگی و بزرگوار.

توئی که از خود گذشتی و خستگی ناپذیر خود را وقف همسنگرانت کردی .

  ۵روز محاصره در کانال کمیل.جیره بندی آب و غذا.

امروز روز بنجم است که در محاصره هستیم.آب و غذا را جیره بندی کرده ایم.شهدا در انتهای کانال کنار هم قرار دارند.

 شهدا دیگرتشنه نیستند.فدای لب تشنه ات ای پسر فاطمه

 

 می دانم می خواستی گمنام باشی.

ببخش که عشقت را با رسوایی فریاد زدم.

 

ابراهیم یعنی مفقود یعنی جاوید یعنی گمنام

یعنی گمنام یعنی گمنام

یعنی بی مزار

یعنی مزار خالی

یعنی بی نشان

مثل مادرش زهرای اطهر (س)

 ابراهیم یعنی فکه. یعنی کانال.یعنی کمیل. یعنی رمل.رمل یعنی یک قدم جلو سه قدم عقب!

یعنی غربت

 یعنی کربلا که کل ارض کربلا

 

ابراهیم یعنی ...

متحیرم چه نامم تو را!!!

ابراهیم یعنی ابراهیم

سلام بر ابراهیم

سلام علی ابراهیم

کذلک نجزی المحسنین

انه من عبادنا المومنین



علی محمودوند مسئول گروه تفحص لشگر بود. او در والفجر مقدماتی بنج روز در داخل کانال کمیل در محاصره دشمن قرلر داشت.

علی خود را مدیون ابراهیم می دانست و می گفت کسی غربت فکه را نمی داند.چقدر از بچه های مظلوم ما در این کانال ها هستند.خاک فکه بوی غربت کربلا می دهد.

یک روز در حین جستجو پیکر شهیدی پیدا شد.در وسایل همراه او دفترچه یادداشتی قرار داشت که بعد از گذشت سال ها هنوز قابل خواندن بود.در آخرین صفحه این دفترچه نوشته بود:

امروز روز بنجم است که در محاصره هستیم.آب و غذا را جیره بندی کرده ایم.شهدا در انتهای کانال کنار هم قرار دارند.

شهدا دیگرتشنه نیستند.فدای لب تشنه ات ای پسر فاطمه

بچه ها با خواندن این دفترچه خیلی منقلب شدند و باز هم به جستجوی خودشان ادامه دادند. اما با وجود بیدا شدن پیکر اکثر شهدا خبری از ابراهیم نبود.یکی از رفقای ابراهیم برای بازدید به فکه آمده بود.ایشان ضمن بیان خاطراتی گفت زیاد دنبال ابراهیم نگردید.

او می خواسته گمنام باشد.بعید است پیدایش کنید.

ابراهیم در فکه مانده تا خورشیدی برای راهیان نور باشد.

۲۲ بهمن سالروز آغاز گمنامی سردار بسیجی شهید ابراهیم هادی تبریک و تسلیت باد





طبقه بندی: خواندنی و شنیدنی، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 اسفند 1390 توسط علی ابادی